پس از اکران فیلم ادیسه، همه نگاهها به پروژه بعدی کریستوفر نولان دوخته شده است. در این مقاله به بررسی ۵ ایده جذاب و فیلم مورد انتظاری میپردازیم که ساخت آنها قدم منطقی بعدی این کارگردان خواهد بود.
اکران فیلم ادیسه ( The Odyssey ) بار دیگر نام کریستوفر نولان (Christopher Nolan) را بر سر زبانها انداخت و جایگاه او را به عنوان یکی از بهترین و تاثیرگذارترین فیلمسازان معاصر به رخ همگان کشید. با این حال، این دستاورد ارزشمند، روی دیگری هم دارد. در واقع، چنین استقبال بینظیری، یک چالش بزرگ و جدید هم برای این کارگردان خوشنام به همراه آورده است؛ چرا که اکنون توقعات هوادارها از پروژه بعدیاش به شکل چشمگیری بالا رفته است. البته، در حال حاضر هنوز هیچ خبر رسمی درباره فیلم بعدی نولان منتشر نشده و تنها بحث و گمانهزنیها در میان هوادارها و شبکههای اجتماعی حسابی داغ شده است. بیشتر ما سینمای نولان را با مفاهیمی مثل زمان، پیچیدگیهای حافظه و اصرارش بر استفاده از جلوههای ویژه میدانی میشناسیم، اما با نگاهی به کارنامه نولان، میبینیم که او هرگز خودش را محدود نکرده و همیشه از تجربههای تازه در ژانرهای متفاوت استقبال میکند.
یکی از همین تجربههای تازه و جسورانه، ساخت فیلم ادیسه بود که پای این کارگردان را برای اولین بار به دنیای فانتزی و اکشنهای اساطیری باز کرد. او این اقتباس سینمایی از حماسه معروف هومر (Homer) را درست پس از موفقیت درام اوپنهایمر ( Oppenheimer ) جلوی دوربین برد. عملکرد فیلم در گیشه از همان هفته اول اکران ثابت کرد که نولان هنوز هم میتواند مخاطبهای سختگیر را به سالن سینماها بکشاند. با توجه به روند فعلی فروش، دور از انتظار نیست که این حماسه سینمایی در آینده نزدیک رکوردهای تجاری قبلی این فیلمساز را هم پشت سر بگذارد و لقب پرفروشترین و موفقترین اثر تمام دوران حرفهای نولان را به خود اختصاص دهد.
حالا که تبوتاب اولیه این اکران طوفانی فروکش کرده، کریستوفر نولان با این پرسش بزرگ مواجه است که چطور میتواند از قله جدیدی که خودش ساخته عبور کند. به طور معمول، نولان پس از پایان پروژههای سنگین و نفسگیر، مدتی از هیاهوی رسانهها فاصله میگیرد تا در سکوت استراحت کند. با این حال، همین وقفه چندساله، بهترین بهانه است تا گزینههای هیجانانگیز پیش روی او را با دقت بیشتری زیر ذرهبین ببریم. چه نولان به سراغ اقتباس از آثار شناختهشده برود و چه بخواهد ایدههای اورجینال خود را در زیرژانرهای دستنخورده محک بزند، سوژههای متنوعی روی میز قرار دارند که میتوانند مسیر آینده او را مشخص کنند؛ مسیرهایی که هر کدام پتانسیل بالایی برای خلق فیلم بعدی این کارگردان دارند. در ادامه، با معرفی ۵ فیلم و داستان جذاب برای پروژه بعدی کریستوفر نولان، همراه رسانه سرگرمی باشید.
۵. یک فیلم فضایی دیگر؛ فراتر از میانستارهای
وقتی به دنیای سینمایی کریستوفر نولان نگاه میکنیم، با کلکسیونی از ژانرهای مختلف روبرو میشویم. در واقع، از بلاکباسترهای ابرقهرمانی مثل سهگانه شوالیه تاریکی ( The Dark Knight ) و درامهای زندگینامهای همچون اوپنهایمر گرفته تا فیلمهای هیجانانگیزی مانند ممنتو (Memento) و فیلم فضایی میانستارهای (Interstellar)، در کارنامه هنری نولان تقریبا برای هر سلیقهای، یک فیلم جذاب و تماشایی به چشم میخورد. در میان این آثار، فیلم میان ستارهای به لطف داستانگویی عمیق، جلوههای بصری خیرهکننده و وفاداری به قوانین فیزیک و دقت علمی بالا، یکی از محبوبترین فیلمهای فضایی تاریخ سینماست. همین پیشینه درخشان، بهانه خوبی برای نولان بوده تا یک بار دیگر شانس خود را در دل کهکشانها امتحان کند.
در حالی که فیلم اینتراستلار تمام امضاهای خاص نولان را در خود دارد، اما بازگشت او به سینمای فضایی لزوما به معنای تکرار گذشته نیست. او میتواند این بار یک تریلر روانشناختی را در دل فضا روایت کند و تعلیقهای نفسگیرش را با دغدغههای فلسفی گره بزند. از طرف دیگر، ساخت یک فیلم علمی با ایدههایی جدید، گزینه جذاب دیگری است که میتواند جای خالی مفاهیم باقی مانده در فیلم قبلی را پر کند.
یکی از جذابترین ایدهها برای این ماجراجویی جدید، روایت داستان جهانهای موازی است. در دورانی که فیلمهای مارول (MCU) و دیسی (DCU) این مفهوم را به جریان اصلی سینما آوردهاند، ورود نولان میتواند ورق را برگرداند. او به لطف نبوغ خود، این مهارت را دارد که بدون فاصله گرفتن از مفاهیم عمیقی چون هویت و حافظه، جهانهای موازی را با لحنی جدی، علمی و به مراتب واقعگرایانهتر به تصویر بکشد.
جدال بزرگ: کدام اثر سلطان بهترین فیلم سفر در زمان است؟ | شاهکارهایی افسانهایی و مملو از پیچش داستانی
۴. برهوت اخلاقیات؛ فرود نولان در قلمرو وسترن
کمتر کسی فکرش را میکرد که ژانر وسترن با آن داستانهای مربوط به شرافت، قانونشکنی و تقابل عدالت و انتقام در غرب آمریکا، تا این حد روی ذهنیت فیلمسازی نولان اثرگذار بوده، اما در کمال تعجب، جای خودش در کارنامه او خالی باشد. این ژانر سنتی که معمولا بر سر مرزهای اخلاق و رستگاری قدم میگذارد، ویژگیهایی دارد که با دنیای سینمایی نولان همخوانی دارند. برای درک این موضوع کافی است بدانیم که او چطور فضای فیلم شوالیه تاریکی و مفهوم شرارت جوکر را با الهام از وسترن کلاسیک شین (Shane) خلق کرد. نگاه وسترن نولان حتی در قاببندیهای وسیع اوپنهایمر در نیومکزیکو و استعاره جستجوی مرزهای جدید در میانستارهای هم خودش را نشان میدهد.
در واقع، کریستوفر نولان بدون اینکه یک فیلم وسترن رسمی ساخته باشد، از امضای این ژانر را در کارهایش استفاده کرده است. حال بعد از اکران ادیسه، شاید بهترین فرصت پیش آمده تا نولان یک فیلم وسترن تمامعیار را جلوی دوربین ببرد. نیازی به گفتن نیست که یک وسترن نولانی، فرسنگها با آثار کلیشهای فاصله خواهد داشت و او با حفظ روح اصلی این ژانر، ساختار متفاوتی از آن ارائه خواهد داد. این تصمیم با توجه به موج جدید استقبال از داستانهای وسترن در دنیای سرگرمی، میتواند یک فرمول برنده برای بازگرداندن این ژانر به دوران اوجش روی پرده نقرهای باشد.
۳. کابوسهای تکنولوژی؛ دی بلاگ سقوط به دنیای سایبرپانک
سایبرپانک یکی دیگر از آن قلمروهای جذابی است که هنوز پروژهای از کریستوفر نولان در آن به چشم نمیخورد؛ ژانری که آیندهای تاریک، پیشرفت لجامگسیخته تکنولوژی و هوش مصنوعی و تلاطم هویت انسانها را به تصویر میکشد. با وجود اینکه شاید در نگاه اول این فضای پسا آخرالزمانی با دنیای نولان فاصله داشته باشد، اما واقعیت کاملا عکس این موضوع است! در واقع، سبک فیلمسازی نولان اتفاقا همخوانی عجیبی با این اتمسفر دارد. بسیاری از افراد معتقد هستند او پیش از این و در فیلم تلقین (Inception) تا یکقدمی این ژانر هم پیش رفته است.
دلیل اینکه خیلیها فیلم Inception را به سایبرپانک شبیه میدانند، وجود همان تکنولوژی نفوذ به ذهن و از بین رفتن مرز رویا و واقعیت است. منتهي، نولان در ساخت این فیلم تمام تلاش خود را به کار گرفت تا داستان منطقی و ریشه در دنیای واقعی داشته باشد. با این حال، دنیای سایبرپانک این آزادی را به او میدهد که دیگر نگران توجیههای علمی نباشد و تخیلش را برای ساخت یک دنیای جسورانهتر، رها کند.
از طرفی، ساختار فیلمهای سایبرپانکی به طور معمول با داستانهای سرقت و جاسوسی گره خورده است؛ یعنی دقیقا همان سبکی که نولان در آن استاد است. او خیلی راحت میتواند این تسلط داستانگویی را با نگاه فلسفی و جلوههای ویژه میدانی مخصوص به خودش ترکیب کند و به دنیای تاریک سایبرپانک بیاورد. به زبان سادهتر، پیاده کردن سبک همیشگی نولان در یک اتمسفر سایبرپانکی، برای کارگردانی با تجربه او چالش سختی نخواهد بود.
۲. کلاف سردرگم تعلیق؛ اقتباس از سریال معمایی زندانی
گزینه جذاب بعدی، اقتباس از سریال بریتانیایی زندانی (The Prisoner) است؛ اثری به نویسندگی و بازی پاتریک مکگوهان (Patrick McGoohan) که داستان مامور اطلاعاتی زبدهای به نام شماره شش را روایت میکند. او پس از استعفای ناگهانیاش ربوده شده و در یک دهکده ساحلی مرموز و تحت نظارت شدید به هوش میآید که کپی دقیقی از خانه خودش است. تمام جذابیت داستان در این است که او برای لو دادن دلیل استعفایش تحت فشار قرار میگیرد، اما همزمان تلاش میکند تا راهی برای فرار و کشف حقایق پشتپرده این دهکده پیدا کند.
این سریال ۱۷ قسمتی با اینکه تنها یک فصل ادامه داشت، اما به یک اثر کالت و محبوب تبدیل شد و سالهاست که هالیوود به دنبال ساخت فیلم سینمایی از آن است. جالب است بدانید که نام کریستوفر نولان برای اولین بار در سال ۲۰۰۹ برای کارگردانی این پروژه مطرح شد، اما او در نهایت کنار کشید تا سراغ فیلمهای خودش برود. بعدها حتی ریدلی اسکات هم برای ساخت آن وارد مذاکره شد، اما در سال ۲۰۲۴ دوباره شایعاتی مبنی بر بازگشت نولان به این پروژه قدیمی قوت گرفت.
اگرچه در حال حاضر این اقتباس در لیست برنامههای نولان قرار ندارد، اما به راحتی میتوان حدس زد که چرا او گزینهای بینقص برای این کار است. حالوهوای این سریال پر از تعلیق، درام، پیچشهای داستانی و المانهای علمی تخیلی است؛ یعنی دقیقا همان عناصری که نولان برای ساخت یک فیلم عالی نیاز دارد. تنها معمای باقیمانده این است که او چطور میخواهد یک ساختار تلویزیونی و چند قسمتی را در قالب یک فیلم سینمایی استاندارد به نمایش بگذارد.

۱. ترس در اعماق ذهن؛ ورود به دنیای وحشت روانشناختی
ژانر وحشت همان حلقه گمشدهای است که بسیاری از سینمادوستان بیصبرانه منتظر هستند تا کریستوفر نولان بالاخره به سراغ آن برود. با وجود این که او تا به حال یک فیلم کاملا ترسناک نساخته، اما باید گفت که هرگز با المانهای ایجاد دلهره و وحشت بیگانه نبوده است. اگر کارنامه او را مرور کنیم، توهمات کابوسوار کاراکتر مترسک در فیلم بتمن آغاز میکند (Batman Begins)، تنشهای روانی در فیلم Inception و حتی استفاده از المانهای وحشت جسمانی در پرستیژ را به وضوح میبینیم. جالبتر اینکه او این روند را در آثار اخیرش هم حفظ کرد؛ جایی که در اوپنهایمر وحشت را از دریچه ترومای روانی شخصیت اصلی نشان داد و در ادیسه لحظات رعبآوری از رویارویی با پولیفموس و سرسی خلق کرد.
با توجه به این سابقه، اگر نولان بخواهد از میان زیرشاخههای متنوع ژانر ترسناک یکی را انتخاب کند، بدون شک در وحشت روانشناختی عملکرد خیرهکنندهای خواهد داشت. دغدغههای همیشگی او درباره پیچیدگیهای ذهن انسان، به بهترین شکل ممکن با چارچوب این ژانر مطابقت دارند. علاوه بر این، تسلط استثنایی او در طراحی صدا و تصویر، میتواند این دلهره را به تجربهای تبدیل کند که مخاطب را در خود غرق میکند.
علاوه بر آمادگی خود کارگردان، شرایط بازار هم برای این اتفاق مهیا است. سینمای وحشت این روزها با موفقیت فیلمهایی از جمله گناهکاران (Sinners)، سلاحها (Weapons) و وسواس (Obsession) روزهای پررونقی را تجربه میکند. بنابراین، اگر نولان بخواهد در پروژه بعدیاش هوادارها را غافلگیر کند، هیچ زمانی بهتر از الان برای ورود به دل تاریکی و ساخت یک فیلم مهیج و ترسناک نخواهد بود.

در نهایت، مرور مسیرهای پیش روی نولان این واقعیت را به خوبی روشن میکند که او برای ساخت فیلم بعدی خود گزینههای هیجانانگیز زیادی در اختیار دارد. از تزریق دلهره وحشت روانشناختی به رگهای سینما و شکستن قواعد وسترن گرفته تا گم کردن دوباره مخاطب در هزارتوی فضا و دنیای سایبرپانک، همگی پتانسیل خلق یک اثر ماندگار را دارند. حتی پروژهای مثل اقتباس از سریال زندانی هم نشان میدهد که این کارگردان باتجربه هنوز میتواند با المانهای معمایی موردعلاقهاش بازی کند. البته، او به تازگی با اعلام غیبت سه سالهاش، آب پاکی را روی دست هوادارها ریخته و صراحتا اعلام کرده که برای مدتی از هیاهو و فعالیتهای سینمایی فاصله میگیرد. این غیبت طولانیمدت، هرچند برای شیفتگان سینمای او طاقتفرساست، اما فرصت ایدهآلی است تا این کارگردان بزرگ با تمرکز کامل به سراغ ایده بعدیاش برود.
نکته مهم اینجاست که دایره انتخابهای نولان هرگز به این پنج مورد محدود نخواهد ماند و ذهن غیرقابلپیشبینی او میتواند به سمت دنیاهای متفاوتی حرکت کند. برای مثال، تصور کنید او به سراغ یک اتمسفر آخرالزمانی برود، اما به جای کلیشههای رایج، روایتی زمینی و دلهرهآور از فروپاشی تمدن به خاطر یک پدیده جغرافیایی مهیب و ناشناخته را نشان دهد؛ ایده جذابی که ترکیبش با جلوههای میدانی نولان فوقالعاده میشود. یا حتی عجیبتر، چه میشود اگر او یک درام تاریخی معمایی درباره معمارانی در دوران باستان بسازد که سازههایی عظیم برای سفر در ابعاد دیگر زمین میساختند؟ این غیبت سه ساله دقیقا همان فرصت طلایی برای خلق همین ایدههای بکر و ساختارشکن است؛ کارهای جدی و عمیقی که هیچکس پیشبینیشان نمیکند اما دقیقا از پس ذهن نولان برمیآیند تا دوباره هالیوود را به تسخیر خود درآورد.
در پایان این مقاله، دیدگاه شما در رابطه با مسیر آینده و قدم بعدی کریستوفر نولان پس از موفقیت فیلم ادیسه چیست؟ به نظر شما، آیا او با ساخت یک اثر علمی تخیلی دیگر دوباره به صحنه میآید یا باید با ورود به ژانر وحشت، دوران جدید خود در سینما را آغاز میکند؟ شما چه سوژهها یا ژانرهای دیگری را برای فیلم بعدی او به این فهرست اضافه میکنید؟ فراموش نکنید که نظرات و پیشبینیهای شخصی خود را با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.


