درباره روند تغییر ظاهری و رفتاری «رها» به بهانه انتشار قسمت دهم سریال وحشی | تداوم درخشش «نگار» با چهره‌ای دگرگون

درباره روند تغییر ظاهری و رفتاری «رها» به بهانه انتشار قسمت دهم سریال وحشی | تداوم درخشش «نگار» با چهره‌ای دگرگون

طرح از :شبنم رضوانی

در سریال «وحشی»، علاوه بر کاراکتر داود اشرف که با توجه به اتفاق‌هایی که از سر گذرانده، هم به لحاظ رفتاری و هم ظاهری تغییر کرده است، در قسمت‌های اخیر درباره کاراکتر رها هم با تغییراتی جدی مواجهیم. از ابتدای فصل دوم، نگار جواهریان به جای یک وکیل تاثیرگذار، به قامت زنی معتاد درآمده که هرچه می‌گذرد، ظاهرش هم با تغییراتی روبه‌روست. صورتش لاغرتر و زردتر از قبل شده، چشم‌هایش گود رفته و جنس بازی‌اش هم کاملا متفاوت با فصل اول است. روند تغییر شخصیت‌ها در این سریال کاملا تدریجی است و با ظرافت زیادی انجام شده است.

به گزارش فیلم‌نیوز، در قسمت دهم سریال «وحشی» با چهره‌ای به نسبت متفاوت از نگار جواهریان در نقش رها روبه‌رو هستیم؛ چهره‌ای که پیش‌تر در هیچ‌یک از آثار او ندیده بودیم.

یکی از مهمترین ویژگی‌های سریال «وحشی»، خرید بک لینک behtarinbacklink.com به بازی پرقدرت بازیگران برمی‌گردد؛ چه بازیگران مطرح و چه بازیگرانی که برای اولین بار مقابل دوربین رفته‌اند، کاملا ملموس به نظر می‌رسند و تغییراتشان در طول زمان کاملا باورپذیر شکل گرفته است.

رها با بازی نگار جواهریان در فصل اول به عنوان وکیلی معرفی می‌شود که کم اعتمادبنفس است و زندگی تلخی را از سر گذرانده. او تمام تلاشش را برای اثبات بی‌گناهی داوود می‌کند و وقتی در این امر موفق می‌شود، دنبال واقعیت می‌گردد. نهایتا از اعتماد داود سوءاستفاده می‌کند و بار دیگر او را به زندان می‌فرستد. ابتدای فصل دوم، رها را در قالب به زنی ثروتمند و آراسته و خوش‌پوش می‌بینیم اما رفته رفته تحت تاثیر مواد چهره‌‌اش تغییر می‌کند.

در قسمت دهم سریال «وحشی2» جواهریان با صورتی بسیار لاغر، چشم‌هایی گود رفته و پوستی زرد ظاهر می‌شود. شش روز است که برای ترک کردن تلاش کرده و حالا ضعف جسمی‌اش کاملا محسوس است. جواهریان برای رسیدن به این موقعیت، از قید چهره‌اش گذشته و بسیار ملموس ظاهر شده است. در رفتارش هم برخلاف برخی بازیگران که در نقش معتاد ظاهر شده‌اند، اغراق دیده نمی‌شود. نه لحن حرف زدنش را تغییر می‌دهد و غیرطبیعی راه می‌رود. جواهریان فقط سعی کرده است یک زن کلافه و خسته را به تصویر بکشد؛ زنی که از آنچه روزگاری بوده فاصله گرفته و حالا دیگر خودش را هم نمی‌شناسد.

«وحشی2» به کارگردانی هومن سیدی، دوشنبه‌ها در پلتفرم فیلم‌نت منتشر می‌شود.

پست های مشابه :

صابر ابر با تقدیم برنامه به جهان پهلوان رسول خادم به نقل از او مطرح کرد | حال هرگوشه این سرزمین که بد باشد، حال یک ایران بد است

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه *

نام *

ایمیل *

وب‌ سایت

مادران به سوگ نشسته در غم از دست دادن فرزند در قاب سینمای ایران از «مسافران» تا «اردوبهشت» | در کهنه گور این غم بی‌پایان،این آخرین ترانه لالاییست*

مادران به سوگ نشسته در غم از دست دادن فرزند در قاب سینمای ایران از «مسافران» تا «اردوبهشت» | در کهنه گور این غم بی‌پایان،این آخرین ترانه لالاییست*

طرح از :شبنم رضوانی

مرگ فرزند و سوگواری مادر داغی است که جان را می‌سوزاند؛ نه می‌شود درکش کرد و نه عمق آن را در قالب کلمات و تصاویر بازنمایی کرد. نوشتن داستان و فیلم درباره این غم عظیم، سخت‌ترین و البته نشدنی‌ترین کارهاست. جای خالی فرزند، حفره‌ای که تا ابد در قلب مادرهاست و صدایی که همیشه در گوششان طنین‌انداز می‌ماند، با هیچ واژه‌ و اکتی قابل بیان نیست. درست است که سالیان سال بارها تلاش بازیگرانی را دیده‌ایم که در فیلم‌ها رخت سیاه به تن کرده و در بک لینک behtarinbacklink.com مصیبت مرگ فرزند، خود را به آب و آتش زده‌اند؛ درست است که بارها با بازی این بازیگران اشک ریخته‌ایم و توانایی‌شان را در خلق این موقعیت حساس تحسین کرده‌ایم، اما همه‌مان خوب می‌دانیم که حتی بهترین بازیگران هم با بهترین و قدرتمند توان بازیگری نمی‌توانند ذره‌ای از این زخم بر جان نشسته مادران را به نمایش بگذارند.

به گزارش فیلم‌نیوز، از ابتدای دهه هفتاد، بارها در فیلم‌های مختلف مادرانی داغ‌دار را دیده و با بازی‌شان اشک ریخته‌ایم. بهترین این نقش‌آفرینی‌ها را مرور می‌کنیم.

ستاره پسیانی | اردوبهشت | محمد داوودی | 1404

در فیلم «اردوبهشت» به کارگردانی محمد داودی، ستاره پسیانی مادر یکی از دانش‌آموزان دختری است که در حادثه دریاچه پارک شهر از دنیا رفته است. او علاوه بر جایگاه مادری، مسئول بردن بچه‌ها از مدرسه به اردو هم هست. به همین دلیل هم بلافاصله بعد از غرق شدن دانش‌آموزان، قبل از هرکس، او را برای بازجویی احضار می‌کنند. او از یک سو باید پاسخگوی اتفاق رخ داده و خانواده‌های داغدار باشد و از سوی دیگر نگران اینکه آیا دخترش در جمع غرق‌شده‌هاست یا در یک بیمارستان بستری است. او تمام تلاشش را می‌کند تا مسبب این بی‌احتیاطی شناخته شود. سوگ از دست دادن فرزند و عذاب وجدان را باهم در لحن و رفتارش به کار می‌گیرد. ابتدا برای پس دادن جنازه دخترش مقاومت می‌کند و سپس با پرخاش و انداختن تقصیرها گردن همسرش می‌خواهد آرام شود اما بالاخره با او همراه می‌شود تا دوتایی برای خون دخترشان بجنگند.

پری‌ناز ایزدیار | زن و بچه | سعید روستایی | 1403

در «زن و بچه»، کاراکتر مهناز با بازی پری‌ناز ایزدیار، زنی آرام و خودساخته است که بدون حضور یک مرد هم می‌تواند زندگی‌ خودش و فرزندانش را با پرستاری در بیمارستان اداره کند. او پس از اینکه به لحاظ احساسی از نامزدش شکست می‌خورد، بحرانی بزرگ را در زندگی تجربه می‌کند. مرگ پسرش برای او مثل یک تیر خلاص است اما مجموعه شرایطی که پس از آن رخ می‌دهد، از جمله بی‌وفایی دیدن از نزدیکان و فهمیدن واقعیت راز مرگ پسرش، باعث می‌شود رفته رفته به زنی خشمگین و عصیانگر بدل شود؛ زنی که مدام به دنبال انتقام است و نمی‌خواهد در جریان مبارزه‌ای که آغاز کرده شکست بخورد. ایزدیار احساسات زنی در آستانه فروپاشی را عمیق و قدرتمند به نمایش گذاشته و فراز و نشیب‌های این نقش را کاملا باورپذیر شکل داده است. ایزدیار در طول مسیر داستان همگام با فروپاشی درونی مهناز، جنس بازی‌اش را با شیب ملایمی عوض می‌کند و حالات چهره و نوع نگاه کردنش را هم وابسته به تغییراتی که پیش رو دارد تغییر می‌دهد.

غزل شاکری | رها | حسام فرهمند | 1403

ثریا با بازی غزل شاکری در فیلم «رها»، نمونه‌ای از یک مادر واقعی است؛ زنی که با وجود مشکلات اقتصادی و سایر ناملایمات، به زندگی‌اش کنار خانواده ادامه می‌دهد، اما مدام به همسرش سرکوفت می‌زند و او را زیر سوال می‌برد. با این حال در خفا و بدون هیاهو با خیاطی زندگی را سرپا نگه‌داشته است. ثریا در طول فیلم بارها فرو می‌ریزد. یکبار زمانی که دخترش مجبور می‌شود برای خریدن لپ‌تاپ موهای بلندش را بفروشد. بار دیگر وقتی با مرگ دخترش مواجه می‌شود و به اوج بدبختی‌‌ خود و خانواده‌اش پی می‌برد. بلافاصله بعد از این مجبور می‌شود برای رهایی دادن پسرش از این ماجرا، به اسم نماینده خیریه یواشکی دست به دزدی بزند و همین مسئله بار دیگر روان او را خدشه‌دار می‌کند. مواجهه با واقعیت امر، پتکی نهایی است که بر سرش آوار می‌شود.. غزل شاکری بازیگری حسی است. غم و آرامش همیشگی که در صدایش است، او را بیشتر از هرچیزی به ثریای قصه «رها» نزدیک کرده. شاکری گرچه در جاهایی عتراضش را در جایگاه یک مادر داغ‌دیده بروز می‌دهد اما بیشتر مواقع این حس را در سکوت بروز می‌دهد.

مادران به سوگ نشسته در غم از دست دادن فرزند در قاب سینمای ایران از «مسافران» تا «اردوبهشت» | در کهنه گور این غم بی‌پایان،این آخرین ترانه لالاییست*

الناز شاکردوست | بی‌بدن | مرتضی علیزاده | 1402

الناز شاکردوست در نقش مادر مقتول فیلم «بی‌بدن»، با چالش مهمی روبه‌روست. برای اولین بار در نقش مادر دختری جوان به میدان آمده و سنش چند سالی بالاتر از خود واقعی‌اش به نظر می‌رسد. این زن با به قتل رسیدن دخترش و اتفاقاتی که در نتیجه این قتل افتاده، باید بین قصاص و بخشش یک راه را انتخاب کند و از سویی تلاش کند راز دخترش فاش نشود و آبرویش نریزد. تمام تلاشش را می‌کند که جنازه دخترش را پیدا کند و از آنجایی که به جایی نمی‌رسد، به استیصال می‌رسد. شاکردوست در این فیلم با یک گریم قابل توجه تبدیل به زنی میانسال و رنج‌کشیده تبدیل شده که نه در قید لباس و آرایش چهره است و نه انگیزه‌ای برای ادامه زندگی دارد. چهره‌اش زرد شده و برای اینکه باورپذیری بیشتری در این نقش داشته باشد، اندکی قوز می‌کند.

خط فرضی | فرنوش صمدی | 1398

«خط فرضی» به کارگردانی فرنوش صمدی، درباره‌ی زنی به نام سارا با بازی سحر دولتشاهی است. زنی که با وجود تاکید همسرش بر اینکه به تنهایی راهی جاده نشود، با دختر کوچکش راه می‌افتد و در این مراسم شرکت می‌کند. بعد از مراسم شب را با دخترش در یک کلبه می‌ماند و نصفه‌شب، احساس خفگی می‌کند. وقتی بیدار می‌شود می‌فهمد گاز نشت کرده و دخترش از دنیا رفته است. او از یک طرف سوگوار مرگ دخترش است و از سوی دیگر نمی‌داند برای همسرش چه جوابی داشته باشد. پس از مرگِ دخترش، دچار ترس‌های بسیار می‌شود؛ با وجود غم‌های فراوان مجبور است به همه جواب پس بدهد و به شدت احساس تنهایی می‌کند. او به سوگی بزرگ دچار است و به همین خاطر هم سکوت می‌کند. مرگِ دخترش چنان بر زندگی‌اش تاثیر می‌گذارد که سرانجام حتی تا فکر خودکشی هم پیش می‌رود. دولتشاهی احساسات مادری را که هیچ کس حقی به او نمی‌دهد و همراهی‌اش نمی‌کند، با تمام وجود به تصویر کشیده است.

شبنم مقدمی | شبی که ماه کامل شد | نرگس آبیار | 1397

شبنم مقدمی در این فیلم نقش عصمت منصوری مادر فائزه منصوری همسرعبدالحمید ریگی برادر عبدالمالک ریگی را ایفا کرد؛ زنی که دو فرزندش شهاب و فائزه را در وقایع مرتبط با گروه ریگی از دست داد. ابتدای فیلم او را به عنوان زنی وابسته به فرزندانش می‌شناسیم، مادری که حاضر نیست دخترش از مقابل چشمش دور شود و در شهری دیگر زندگی کند. وقتی هم متوجه می‌شود که فائزه می‌خواهد همراه همسرش به پاکستان برود تمام تلاشش را می‌کند که جلوی او را بگیرد اما موفق نمی‌شود. حالا چنین مادری در تلویزیون با قتل فجیع پسرش روبه‌رو می‌شود. حضور شبنم مقدمی در «شبی که ماه کامل شد» به کارگردانی نرگس آبیار بسیار کوتاه است اما این نقش به قدری اثرگذار است که امکان ندارد فیلم را ببینیم و نقش او از ذهنمان بیرون برود. مقدمی در «شبی که ماه کامل شد» سخت‌ترین بازی کارنامه‌اش را به نمایش گذاشت. او از یک طرف تسلط زیادی روی لهجه داشته و از سوی دیگر باید سعی می‌کرده خودش را در جایگاه مادری که قرار است چنین قساوت‌هایی را درباره فرزندانش تحمل کند، بپذیرد. خودش در مصاحبه‌ای گفته است برای این نقش به لحاظ روانی بسیار آسیب دیده، تا مدت‌ها دچار کابوس‌های مختلف می‌شده و به مرز افسردگی رسیده است.

مریلا زارعی | شیار 143| نرگس آبیار | 1392

مریلا زارعی در «شیار 143» یکی از مادران ماندگار سینمای ایران را خلق کرد. او‌ انتظار مادری به نام الفت را در فراق فرزند در برهه‌های مختلف زمانی به تصویر کشید. اُلفت در یکی از روستاهای دورافتاده زندگی می‌کند. او سال‌ها در انتظار فرزندش یونس که به جنگ رفته می‌ماند و از هرکسی سراغش را می‌گیرد. این انتظار همه را خسته می‌کند اما او ناامید نمی‌شود. اهمیت شخصیت الفت از این جهت است که یک زن واقعی روستایی است. زنی که با رفتن پسرش یونس به جبهه زندگی‌اش تغییر می‌کند. وقتی متوجه می‌شود تمام هم‌رزمانش شهید یا اسیر شده‌اند وضعیت تغییر می‌کند. او شبانه‌روز دنبال پسرش می‌گردد و حتی یک رادیو به کمرش می‌بندد تا مدام در جریان اخبار رزمندگان قرار بگیرد. این مسئله سالیان سال طول می‌کشد تا اینکه در آغوش گرفتن استخوان‌های پسرش به آرامش می‌رسد. مریلا زارعی با بازی در این نقش، یکی از بهترین مادران سینمای ایران را ثبت کرد.

هدیه تهرانی | هفت دقیقه تا پاییز | علیرضا امینی | 1388

در «هفت دقیقه تا پاییز» مرگ یک کودک زندگی خانواده را بهم می‌ریزد. با مرگ این کودک، رازهایی در میان اعضای یک خانواده فاش می‌شود. مادر این خانواده با بازی هدیه تهرانی نمی‌تواند مرگ دختر را بپذیرد و همسرش نیما را مقصر اصلی مرگ او می‌داند. جنازه فرزندش را از بیمارستان می‌دزدد و خودش را در اتاق حبس می‌کند. بعدتر هم گاه و بیگاه بغض می‌کند که تمام صورتش سرخ می‌شود و سرش را به دیوار می‌کوبد و همزمان بریده بریده حرف می‌زند. جنس نمایش این احساسات با آنچه پیش‌تر از او دیده‌ایم متفاوت است. تهرانی خوب می‌داند سوگ مرگ فرزند مثل سایر سوگ‌ها نیست و چطور باید عمق نابودی مادری که از مرگ کودکش ویران شده را نشان دهد که همه با تمام وجودشان آن را باور کنند..

جمیله شیخی | مسافران | بهرام بیضایی | 1370

جمیله شیخی بیشتر به عنوان مادر مقتدر و جدی در سینمای ایران شناخته می‌شود. اما در «مسافران»، این اقتدار را به شیوه دیگری به نمایش گذاشته است. دخترش درحالی که قرار است آینه عقد خواهرش را به تهران برساند در مسیر به همراه شوهرش تصادف می‌کند و می‌میرد. خانم بزرگ که بزرگ خاندان است، مرگ آنها را باور نمی‌کند و معتقد است هرطور شده می‌رسند. او از ماهرخ می‌خواهد که در مراسم ختم، لباس عروس به تن کند و مهیای مراسم عروسی شود. با پوشیدن این لباس، مسافران هم سر می‌رسند و آینه را با خودشان می‌آورند. آنچه بیش از همه درباره نقش خانم بزرگ اهمیت دارد باور او به زنده ماندن آنهاست. او با اینکه شواهد موجود درباره مرگ مسافرها را می بیند اما نمی‌پذرد و با تحکم می‌خواهد این مرگ را نقض کند. مدام می‌گوید آنها در راهند و قول داده‌اند و بالاخره از راه می‌رسند. او از ابتدای فیلم مدام تلاش می‌کند همه چیز به بهترین شکل برای عروسی محیا شود. از آنها می‌خواهد از خرابی و مرگ نزنند و دهان شیرین کنند. برخلاف دیگران، رفتارش همراه با آرامش و طمانینه است و هیچ شکی به دلش راه نمی‌دهد. درواقع در نگاه و رفتار و صحبت‌هایش امید و ایمان را منتقل می‌کند و در طول فیلم به عنوان نماد امید به زندگی شناخته می‌شود. جمیله شیخی در دهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم سینمایی مسافران برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن شد.

*تیتر برگرفته از شعری به قلم زنده‌یاد فروغ فرخزاد است.

پست های مشابه :

با کشته شدن کاراکتر دکتر سارا پرنیان اتفاق افتاد | قصه «هدیه» در هزارویک‌شب به سر رسید

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مادران به سوگ نشسته در غم از دست دادن فرزند در قاب سینمای ایران از «مسافران» تا «اردوبهشت» | در کهنه گور این غم بی‌پایان،این آخرین ترانه لالاییست*

دیدگاه *

نام *

ایمیل *

وب‌ سایت

آنالیز فیلم «قایق‌سواری در تهران» که محصول جذاب همکاری رسول صدرعاملی با پیمان قاسم‌خانی است | در مسیر بنجامین باتن

آنالیز فیلم «قایق‌سواری در تهران» که محصول جذاب همکاری رسول صدرعاملی با پیمان قاسم‌خانی است | در مسیر بنجامین باتن

طرح از :شبنم رضوانی

رسول صدرعاملی، کارگردانی که آثار اجتماعی مهمی در کارنامه‌اش دارد، حالا با «قایق‌سواری در تهران»، ساخت یک اثر کمدی را تجربه کرده است؛ یک فیلم موفق که هم سرگرم می‌کند و هم لبخندی روی لب‌ها می‌آورد. پیمان قاسمخانی، 27 سال پس از نگارش فیلمنامه «دختری با کفش‌های کتانی»، بار دیگر کنار صدرعاملی قرار گرفته و اینبار به جای خلق یک اثر اجتماعی، در ساخت یک کمدی متفاوت او را همراهی کرده است. صدرعاملی بعد از موفقیت خرید بکلینک behtarinbacklink.com «زیبا صدایم کن»، حالا با «قایق‌سواری در تهران» قوی‌تر به میدان آمده. او هم قوانین یک درام کمدی را به‌خوبی رعایت کرده، هم از تکنیک‌های جدید برای انتقال معنای مدنظرش کمک گرفته و هم در انتخاب بازیگران قدرتمند ظاهر شده. حالا دیگر می‌توان گفت صدرعاملی در مسیر فیلمسازی مانند بنجامین باتن حرکت می‌کند.

به گزارش فیلم‌نیوز، «قایق‌سواری در تهران» اتفاق مهمی در کارنامه رسول صدرعاملی است. فیلم نشان می‌دهد که او در مسیر کارگردانی مدام خودش را به‌روز می‌کند. نگاهی اجمالی داریم به ابعاد مختلف این فیلم.

سوژه | «قایق‌سواری در تهران»، روی سوژه بسیار ساده‌ای بنا شده. مردی میانسال به نام مازیار پس از سال‌ها به ایران برمی‌گردد و در دورهمی دوستانه اعلام می‌کند که یک روز بعد قرار است با دختری کم سن‌وسال ازدواج کند. هنگام گرفتن عکس، گوشی او با زنی به نام هدیه که روزگاری به او علاقه داشته جابه‌جا می‌شود و مازیار در شرایطی که روز قبل از عروسی‌اش کلی کار دارد، درگیر مشکلات آیدا، دختر هشت ساله‌ی هدیه می‌شود. مازیار در شلوغی‌های شب عید، با آیدا سفری درون شهر تهران آغاز می‌کند. او که حوصله سروکله‌ زدن با یک بچه‌ را ندارد، ابتدا بی‌حوصله برخورد می‌کند اما رفته‌رفته در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرد که با آیدا به صلح می‌رسد و دیگر حاضر نیست او را رها کند. بازگشت پس از سال‌ها آنهم در لحظه‌ای سرنوشت‌ساز از زندگی و مرور خاطرات عاشقانه دوران دانشجویی، محور این درام کمدی را تشکیل می‌دهد. قهرمان این کمدی، در مسیر سفری قرار می‌گیرد که در صلح و پیوند با گذشته و با اتکا به حال خوش چند ساعته، تصمیم مهم زندگی‌اش را تغییر می‌دهد.

فیلمنامه | این دومین بار است که پیمان قاسم‌خانی برای نگارش فیلمنامه یک اثر کنار رسول صدرعاملی قرار می‌گیرد. قاسمخانی اوایل ورودش به عرصه نویسندگی، سال 1377 به همراه فریدون فرهودی، فیلمنامه «دختری با کفش‌های کتانی» را نوشت؛ فیلمنامه‌ای که به ساخت اولین اثر از سه‌گانه دختران نوجوان تبدیل شد. حالا 27 سال از آن زمان گذشته. قاسمخانی به عنوان یک فیلمنامه‌نویس مطرح کمدی، شهرت زیادی دارد و صدرعاملی هم ساخت فیلم‌های زیادی را پس از آن تجربه کرده است. به همین دلیل، هم جنس همکاری در «قایق‌سواری در تهران» متفاوت است و هم به خلق اثری پخته‌تر منجر شده. «قایق‌سواری در تهران» شاید با سایر کمدی‌های قاسم‌خانی متفاوت باشد، اما در تک‌تک موقعیت‌های کمدی، می‌شود امضای این نویسنده را دید. ما با یک درام کمدی سرگرم‌کننده مواجهیم؛ نه قرار است درگیر فانتزی عجیب‌وغریبی شویم و نه قهقهه بزنیم. از شوخی‌های جنسی و کلامی هم در آن خبری نیست. چیدمان درست موقعیت‌ها کنار هم و تضادی که در همراهی یک مرد بی‌حوصله با دختری شیرین و بامزه شکل می‌گیرد، باعث می‌شود مخاطبان هنگام تماشای آن حال خوشی را تجربه کنند.

کارگردانی | «قایق‌سواری در تهران» به نسبت کارهای اخیر رسول صدرعاملی چند گامی روبه‌ جلوست. انگار صدرعاملی در سینما مثل بنجامین باتن حرکت می‌کند و هرچه جلوتر می‌آید، آثار بهتری از خودش به جا می‌گذارد. او در نقطه شروع فیلم به جای اینکه تمهیدی برای نمایش دوران جوانی این شخصیت‌ها در نظر بگیرد، از شیوه‌ای اسکیس‌گونه برای بازسازی گذشته استفاده می‌کند. این شیوه هم از ابتدا نوید کمدی بودن اثر را می‌دهد و هم جذابیت بصری را بالا می‌برد. نکته مهم دیگر اینکه این قرارداد را با مخاطب می‌گذارد که قرار است فلاش‌بک‌ها را با این شکل‌وشمایل ببیند. صدرعاملی از قالب اپلیکیشن‌های مسیریاب هم برای حرکت در تهران به‌خوبی کمک می‌گیرد و همچنین با نماهای هوایی دیدی جالب از مناطق مختلف تهران پیش رویمان می‌گذارد. فیلم ریتم قابل‌قبولی دارد و در هیچ نقطه‌ای خسته‌کننده نمی‌شود. ارتباط محتوایی درستی میان روابط شکل گرفته است و وقایع از منطق شکل گرفته در داستان بیرون نمی‌زنند.

آنالیز فیلم «قایق‌سواری در تهران» که محصول جذاب همکاری رسول صدرعاملی با پیمان قاسم‌خانی است | در مسیر بنجامین باتن

شخصیت‌پردازی | درست است که با یک درام کمدی مواجهیم و شخصیت‌ها لزوما عمق چندانی ندارند اما شخصیت مازیار بنا به تعریفی که در فیلم دارد، دقیق شکل گرفته و پیش برنده درام است. ما با شخصیتی مواجهیم که سال‌هاست از خود واقعی‌اش دور شده و آنقدر روی احساساتش سرپوش گذاشته که دیگر راه و رسم زندگی از یادش رفته است. نمی‌داند از زندگی چه می‌خواهد و حرف و عملش باهم یکی نیست. با دختری قرار ازدواج گذاشته که اصلا او را نمی‌شناسند و حتی به لحاظ عاطفی هم درگیرش نیست. حوصله مراسم عروسی و چارچوب‌هایی که پارمیس برایش می‌گذارد ندارد. حتی بلد نیست چطور باید با دل یک بچه راه بیاید. فقط می‌خواهد از موقعیتی که به زور در آن قرار گرفته خارج شود. برای همین هم مدام کل‌کل می‌کند و بی‌حوصله‌گی‌اش را به رخ می‌کشد. حالا چنین شخصیتی در طول مسیر داستان فرایندی را طی می‌کند که تا حدی از حالت گمگشتگی خارج می‌شود. این تغییر وضعیت به مرور رخ می‌دهد؛ ناگهانی و غیرقابل باور نیست و اغراق‌شده به نظر نمی‌رسد. تضاد این شخصیت با دختربچه‌ای شیرین و با احساس که هنوز تجربه‌ای از زندگی در کف خیابان را ندارد، موقعیت‌های کمدی جذابی ایجاد می‌کند.

بازی‌ها | یکی از برگ برنده‌های فیلم «قایق‌سواری در تهران» به انتخاب بازیگران آن برمی‌گردد. جنس بازی پیمان قاسم‌خانی درست منطبق با ویژگی‌هایی است که برای شخصیت مازیار نوشته شده. احتمالا هیچ بازیگر دیگری نمی‌توانست آنچه هنگام نگارش فیلمنامه از شخصیت مازیار در ذهن قاسم‌خانی وجود داشته را تا این حد دقیق پیاده کند. همراهی او با آیدا و کل‌کل‌های بامزه‌شان بخش مهمی از جذابیت اثر را پیش می‌برد. انتخاب دختربچه بسیار دقیق انجام شده. بازی‌اش تصنعی و لوس نیست و به‌خوبی در قالب فیلم نشسته است. بازی سحر دولتشاهی هم با جنس فیلم همخوانی دارد و توانسته است انتظارها را برآورده کند. امین حیایی با اینکه حضور کوتاهی در فیلم دارد اما توجه‌ها را به خودش جلب می‌کند. با گریم بامزه و لهجه شیرینش موقعیتی خنده‌دار خلق می‌کند و تصویری به یادماندنی برجا می‌گذارد.

آنالیز فیلم «قایق‌سواری در تهران» که محصول جذاب همکاری رسول صدرعاملی با پیمان قاسم‌خانی است | در مسیر بنجامین باتن

«قایق‌سواری در تهران» به کارگردانی رسول صدرعاملی و تهیه‌کنندگی روح‌الله سهرابی، محصول موسسه تصویر شهر است.

پست های مشابه :

اولین تجربه ساخت فیلم کمدی توسط کارگردان‌های آثار درام به بهانه نمایش «قایق‌سواری در تهران» ساخته رسول صدرعاملی | آن روی سکه

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه *

نام *

ایمیل *

وب‌ سایت