پس از موفقیت فیلم Spider-Man: Brand New Day، دنیای سینمایی مارول فرصتی عالی برای معرفی دشمنان جدید و خطرناک به داستانهای اسپایدرمن دارد. در این مقاله، به معرفی برترین شرورهای مرد عنکبوتی میپردازیم که باید در آثار بعدی مارول حضور داشته باشند.

مرد عنکبوتی در طول تاریخ کمیکها با مجموعهای از دشمنان مهیب مبارزه کرده که انتخاب از میان آنها دشوار است. به همین دلیل، استودیوی مارول برای انتخاب شخصیت منفی اصلی در فیلم مرد عنکبوتی: روز کاملا جدید، با فهرستی بلندبالا از دشمنان آمیرزا جواب جذاب و متنوع روبهرو بود. با این حال، در میان این همه گزینه، مارول جین گری، جهشیافته قدرتمندی که در آینده به قهرمان مردان ایکس تبدیل میشود، را انتخاب کرد؛ اتفاقی که بسیاری از طرفداران دنیای سینمایی مارول را متعجب ساخت! البته، این تصمیم بیفکرانه نبود و تماشای نبرد مرد عنکبوتی با جین گری و هالک، آن هم زیر رگبار گلولههای پانیشر، یک اکشن سینمایی ناب و فوقالعاده را رقم زد.
با این حال، این انتخاب باعث شد تا تعداد زیادی از دشمنان بالقوه و کلاسیک اسپایدرمن برای پروژههای آینده دستنخورده باقی بمانند. با نگاهی به آینده، متوجه میشویم که گنجینه شرورهای مرد عنکبوتی هنوز حرفهای زیادی برای گفتن دارد. ما پیشتر در سینما شاهد نبردهای تماشایی پیتر با دشمنان شناختهشدهای مانند گرین گابلین، دکتر اختاپوس، ونوم و میستریو بودهایم. علاوه بر این، در فیلم Spider-Man: No Way Home، شخصیتهایی چون الکترو، مرد شنی و لیزارد نیز به این دنیا بازگشتند. از طرفی، نباید شخصیت پرنفوذی مثل کینگپین را نادیده گرفت که به خوبی در تار و پود دنیای مارول جای گرفته است. با وجود تمام این چهرههای تکراری، هنوز هم گزینههای بکر و هیجانانگیزی وجود دارند که میتوانند چالش جدی برای پیتر پارکر ایجاد کنند و نیویورک را به آشوب بکشند.
در این مقاله، به سراغ معرفی ۵ مورد از برترین شرورهای مرد عنکبوتی میرویم که امیدواریم پس از اتفاقات فیلم Spider-Man: Brand New Day، شاهد حضور آنها در فیلمها و سریالهای بعدی دنیای سینمایی مارول (MCU) باشیم. در ادامه، همراه رسانه سرگرمی باشید.
۵. آفتابپرست (Chameleon)؛ استاد فریب و تغییر چهره
اگر بخواهیم دقیقتر به این موضوع نگاه کنیم، آفتابپرست پیش از این وارد دنیای سینمایی مارول شده است. در فیلم Spider-Man: Far From Home، شخصیتی به نام دیمیتری اسمردیاکوف حضور داشت که در دنیای کمیک، همان آفتابپرست معروف است. با این حال، دیمیتری در آن فیلم به عنوان دستیار نیک فیوری بازی کرد و نقش کمرنگی در داستان ایفا نمود. به همین خاطر، مارول هنوز هم این فرصت طلایی را در اختیار دارد که او را در نقش یک شرور تمامعیار در دنیای سینمایی مارول معرفی کند.

لقب آفتابپرست برازنده کسی است که استاد تغییر چهره و استتار است. جالب است بدانید که او در تاریخچه کمیکها، اولین خلافکار بزرگی بود که مرد عنکبوتی با او روبرو شد. همین قدمت تاریخی دلیل محکمی است تا بالاخره حق مطلب در سینما برای او ادا شود؛ اتفاقی که در فیلم کریون شکارچی شاهد آن نبودیم.
البته، از آنجا که ایده تغییر هویت و جابهجایی در کالبدهای مختلف به نوعی توسط جین گری در فیلم Brand New Day به تصویر کشیده شد، شاید مانور بیش از حد روی تواناییهای آفتابپرست برای طرفداران مارول کمی تکراری به نظر برسد. راهکار بهتر این است که مارول او را در قالب یک نقش مکمل تاثیرگذار وارد داستان کند؛ دقیقاً مشابه همان حضور کوتاه اما جذابی که شخصیتهایی مثل تومستون و اسکورپیون در فیلم جدید مرد عنکبوتی داشتند. این یعنی ادای دینی به این شخصیت کلاسیک، بدون اینکه بار اصلی داستان به طور کامل روی دوش او بیفتد.

۴. کارنیج (Carnage)؛ کابوسی از جنس جنون
بر کسی پوشیده نیست که طرفداران مارول، عاشق تماشای نبرد مرد عنکبوتی با ونوم هستند؛ بهویژه پس از آن که تکه سیمبیوتی در فیلم Spider-Man: No Way Home جا ماند. با این حال، انتخاب کارنیج میتواند مسیر جذابتری را برای آینده پیتر پارکر رقم بزند. ما تا به امروز شاهد سه فیلم با محوریت ونوم بودیم و با وجود اینکه در فیلم مرد عنکبوتی ۳ نقش شرور را داشت، او را بهعنوان یک ضدقهرمان پذیرفته و دوست داریم. در مقابل، حضور کارنیج حس و حال متفاوتی دارد و تنها باری که او را روی پرده دیدهایم، در دنباله نهچندان درخشان فیلم ونوم بوده است.
کلتوس کسدی، مشهورترین میزبان کارنیج، از جنس شرورهای معمول اسپایدی نیست. او یک قاتل زنجیرهای روانپریش است و پیوند با سیمبیوت، تنها تمایلات سادیستی و خشن او را چندبرابر میکند. رویارویی با موجودی که فقط تشنه خون است، شکی نیست که او را به یکی از تاریکترین شرورهای تاریخ دنیای سینمایی مارول تبدیل میکند. از آنجا که مارول به طور معمول علاقهای به تکرار قصههای قدیمی خود ندارد، بعید است دوباره سراغ شخصیت ادی براک برود. به همین خاطر، کارنیج یک بوم نقاشی کاملاً سفیدی است که با جلوههای بصری نفسگیرش میتواند تماشاگران را در سالن سینما میخکوب کند.
۳. مستر نگاتیو (Mister Negative)؛ تضاد نور و تاریکی
مستر نگاتیو در دنیای کمیک سابقه حضور طولانی ندارد و اولین بار در سال ۲۰۰۷ پا به دنیای کمیکها گذاشت. با این وجود، به لطف نقشآفرینی به عنوان شرور اصلی در بازی تحسینشده مرد عنکبوتی، ساخته استودیوی اینسامنیاک گیمز، حسابی معروف شده است. فقط تصور کنید استایل بصری او روی پرده سینما چقدر خیرهکننده خواهد بود؛ مردی که پوست و لباسش شبیه به رنگهای نگاتیو عکاسی است و همزمان توانایی کنترل نیروی نور (Lightforce) و نیروی تاریکی (Darkforce) را دارد. تماشای دستوپا زدن پیتر و تلاش او برای غلبه بر این قدرتهای متضاد با استفاده از حس عنکبوتیاش، یک اکشن تماشایی خلق میکند.

این واقعیت که این قاچاقچی انسان و جنایتکار مکار، خود را در قالب یک خیرخواه مهربان به نام مارتین لی جا میزند، دقیقاً با سبک بصری متضاد و دوقطبی او همخوانی دارد. نکته جالبتر اینکه ورود او به داستان میتواند زمینهساز بازگشت پانیشر با بازی جان برنتال نیز باشد؛ کسی که در صفحات کمیک با مستر نگاتیو روبرو شده است. همچنین، این کار میتواند به دنیای سینمایی مارول کمک کند تا رسماً کلوک و داگر را که آنها نیز با این شرور تاریخچهای مشترک دارند، وارد داستان کند. تا زمانی که سازندگان مراقب باشند داستان فیلم کپی برابر اصل بازی نشود، مستر نگاتیو یک برگ برنده قطعی برای این فرنچایز خواهد بود.

۲. کریون شکارچی (Kraven The Hunter)؛ مرگبارترین بازی بقا
فیلم مستقل کریون شکارچی به تازگی از سوی سونی پیکچرز روی پرده رفت، اما شکست سنگین و همهجانبه آن در میان منتقدان و حتی گیشه، حسابی طرفداران مارول را ناامید کرد. با این حال، این اتفاق یک توفیق اجباری برای مارول بود تا بتواند در آینده نسخه وفادارتر و جذابتری از این شخصیت را در دنیای سینمایی خود معرفی کند.
کریون نه یک موجود فضایی است، نه از قدرتهای جادویی بهره میبرد و نه زرههای تکنولوژیک به تن دارد. او تنها یک شکارچی سیریناپذیر است که مرد عنکبوتی را به چشم ارزشمندترین و خطرناکترین طعمه جهان میبیند. فیلمی با محوریت او، میتواند از اکشنهای ابرقهرمانی رایج فاصله گرفته و یک اثر هیجانانگیز و پرتنشی را در سینماها به نمایش بگذارد؛ داستانی که در آن، اسپایدی و عزیزانش لحظهای آرامش ندارند و مدام توسط این شکارچی بیرحم، شکار میشوند.
نکته جالب ماجرا این است که عنکبوتی با بازی تام هالند تا به امروز با تهدیدی از این جنس روبهرو نشده است. به همین خاطر، دستوپنجه نرم کردن با هوش غریزی، ذکاوت حیوانی و بیرحمی کریون، چالشی متمایز و نفسگیر خواهد بود. کمیک آخرین شکار کریون، یکی از درخشانترین نقطههای تاریخ مرد عنکبوتی است و اقتباس سینمایی آن، رویای دیرینه طرفداران به شمار میرود. در ضمن، فراموش نکنیم که کریون و آفتابپرست در دنیای کمیک برادر ناتنی هستند؛ ترکیب این دو در یک فیلم، میتواند پیتر پارکر را تا مرز جنون پیش ببرد!
۱. بلک کت (Black Cat)؛ عشق، خیانت و دردسرهای خیابانی
فلیشیا هاردی که همه او را با نام مستعار گربه سیاه میشناسند، چنان رابطه پیچیده و جذابی با مرد عنکبوتی دارد که حضورش میتواند کلاس داستانگویی پروژههای بعدی مارول را چند پله ارتقا دهد. یک سارق حرفهای و دلربا با مهارتهای رزمی بالا، دقیقاً همان شرور سطح خیابان و جمعوجوری است که طرفداران مدتهاست تشنه تماشای تقابل اسپایدی با آن هستند.
هرچند شاید نبردهای تنبهتن آنها وسعت و تخریب درگیری با شرورهای بزرگی نظیر تانوس را نداشته باشد، اما، رابطه پرفرازونشیب پیتر و فلیشیا، میتواند داستان بسیار جذاب و نفسگیری را روی پرده نقرهای به تصویر بکشد. آنها مرز باریکی بین دشمنی و اتحاد دارند و همواره یک تنش عاشقانه و اغواگرانه در تعاملاتشان موج میزند؛ چرا که در برهههایی از کمیک، این دو درگیر یک رابطه عاطفی عمیق بودهاند.
پایان فیلم Brand New Day پیتر را در وضعیتی رها کرد که میدانست امجی دیگر حسی به او ندارد. هرچند سرنخهایی از بازگشت حافظه او هم به چشم خورد که شاید به این وضعیت در آثار بعدی خاتمه دهد. حال، در میان این گمانهزنیها، تصور کنید درست در لحظهای که امجی در حال کلنجار رفتن با احساساتش و تلاش برای ترمیم این رابطه است، سروکله فلیشیا پیدا شود و آتشی در قلب پیتر پارکر روشن کند. طرفداران سینما سالهاست که با رابطه عاشقانه پیتر و امجی همراه بودند و این بار، ورود بلک کت به این معادله و ایجاد یک مثلث عشقی پردردسر، میتواند آنها را محو تماشای فیلم کند. از طرفی، مارول همیشه در تبدیل شرورهای خاکستری به قهرمانان محبوب تبحر خاصی داشته و فلیشیا هاردی، بینقصترین گزینه برای ادامه چنین مسیری است.
در مجموع، فرنچایز مرد عنکبوتی در دنیای سینمایی مارول، اکنون در نقطه عطفی قرار دارد که باید ایدهها و شرورهای جدید به دنیای آن قدم بگذارند. همانطور که در این مقاله بررسی کردیم، استودیوی مارول میتواند با عبور از نامهای تکراری، به سراغ پنج گزینه طلایی و دستنخورده برود. ورود کارنیج برای خلق یک تریلر روانشناختی، کریون برای نبرد بقا، آفتابپرست جهت ایجاد بیاعتمادی، مستر نگاتیو برای اکشنهای بصری و بلک کت برای پیچیدگیهای رمانتیک، از نظر طرفداران، ضروری به نظر میرسد. این ترکیب متنوع از شرورها، دقیقاً همان فرمول برندهای است که اگر درست به تصویر کشیده شوند، بدون شک موفقیت تجاری فیلمهای بعدی اسپایدرمن را تضمین میکنند.
با این حال، گنجینه کمیکهای مارول به همین چند نام محدود نمیشود و چهرههای مخوف دیگری نیز در صف انتظار ورود به سینما هستند. شخصیت هابگابلین یکی از همین نامهاست که با حفظ میراث گابلینها و ترکیب آن با یک معمای جنایی، میتواند فیلم بعدی مرد عنکبوتی را از یک اکشن ابرقهرمانی همیشگی، به یک اثر معمایی نفسگیر تبدیل کند. از طرفی، زمان آن فرا رسیده که مارول به وعده خود عمل کرده و اسکورپیون را با زرهی مرگبار به جان پیتر پارکر بیندازد. در نهایت، معرفی شرور قدرتمندی چون مورلان که شکارچی بیرحم عنکبوتیها در مولتیورس است، میتواند مقیاس خطر را از سطح خیابانهای نیویورک فراتر برده و حماسهای تاریک از تلاش برای بقا را در ابعاد چندجهانی رقم بزند. به طور کلی، استفاده درست و دقیق از این شرورها نشان میدهد که مارول همچنان برای اینکه مخاطبان خود را شگفتزده کند، گزینههای بیشماری در دست دارد.
در پایان این مقاله، دیدگاه شما در رابطه با برترین شرورهای مرد عنکبوتی و حضور آنها در آثار بعدی مارول چیست؟ آیا موافق هستید که وقت آن رسیده تا مارول به جای تکرار ونوم، خشونت بیپرده و جنونوار کارنیج را به تصویر بکشد؟ از نظر شما، ورود گربه سیاه به زندگی پیتر پارکر، چه دردسرهایی را برای این قهرمان خیابانی رقم میزند؟ شما چه دشمنان دیگری را به این فهرست اضافه میکنید؟ فراموش نکنید که نظرات و پیشبینیهای خود را با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.